![]() |
![]() |
|
| درد دل یک دیوار |
|
سلام خیلی وقته که می خواستم شروع کنم به نوشتن . آزاد ، رها و بدون باید و نباید، جوری که کسی برای نوشته هام حد و مرز تعیین نکنه و فقط وجدان خودم مسیر رو برام مشخص کنه. از هر چیزی می شه نوشت ، از کوچه خیابونای شهر خودمون که به جای اینکه بهتر بشن روز به روز چاله چوله هاشون بیشتر می شه ( از برکت وجود شهردار خوب و فعال و خوش سخن!!!) از پول هایی که نه تنها در گناوه بلکه در تمام کشور توسط اشخاص جورواجور هاپولی می شه ، از قلم هایی که شکسته می شه ، از افکاری که در زندان ها می پوسه ، از اشک هایی که ریخته می شه ، از حجابی که اجباری شده ، از انرژی هسته ای که اهمیتش سر به فلک کشیده ، آره می شه از سد سیوند گفت و ……….. می شه گفت و گذشت ولی کاش راه حلی هم پیدا می کردیم ، کاش می دونستیم چیکار کنیم که پولدار پولدارتر و فقیر فقیرتر نشه ، کاش می دونستیم چیکار کنیم که اگه کسی پاش به جایی ؟؟!! باز شد و کاره ای شد گردنش کلفت نشه و نیفته رو زمین و ملک مردم و حق خوری نشه براش ساده تر از آب خوردن ، کاش کاری می کردیم که کسی برای حفظ زندگیش مجبور به سکوت نشه، کاش ، کاش ، کاش… |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/02/19ساعت 22:33 توسط دیوار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام
امیدوارم از لحظاتی که اینجا هستین راضی باشین. اومدم تا هر چی که تو دلم جمع شده بگم . از وطنم ایران . از استانم بوشهر . از شهرم گناوه . از دلم که شاید شکسته و از هر چی که شما می خواید. با من باشید و منو راهنمایی کنین. بهتون نیاز دارم . |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|