تبليغاتX
آخر دنیا
درد دل یک دیوار

حق

همیشه می گن حق گرفتنیه ، هر کسی باید برای رسیدن به حقش تلاش کنه ، این روزا باید برای بدست آوردن کوچک ترین حقوق هم نه فقط تلاش کرد بلکه باید جنگید ، بعضی وقتا مجبور می شی حق خودت رو از دیگران گدایی کنی ، بعضی وقتا مسلم ترین حقوق تو رو عیب و ننگ می دونن و باید پنهانی از اون حقوق استفاده کنی و بهشون برسی.

میگن حق به حقدار می رسه اینو فقط گذشت زمان ثابت می کنه ، نمی دونم واقعاً حق به حقدار می رسه یا نـــه؟

بعضی وقتا همه حق دارن ولی حق رو به هیچ کس نمی شه داد چون اگه بعضی ها به حقشون برسن بقیه به حقشون نمی رسن.

 این روزا همش فکرم به این موضوع مشغوله که حق با کیه؟؟؟؟؟؟ این روزا حق خیلی ها پایمال می شه و خیلی ها ناحق به چیزایی که حقشون نیست می رسن. واقعاً سر بیگناه بالای دار نمی ره؟؟؟ کاش اینجور بود.

حـــق ، حـــق، حـــق ، حــق  من چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نفس کشیدن یه هوای آلوده و مسموم ؟ پا گذاشتن روی شونه ی دوستام واسه بالا رفتن خودم ؟  نــــــــــــــــــــه ،مگه به کجا باید برسم؟؟؟؟

 

حق من اینه که بتونم آزاد و سربلند زندگی کنم ، حق من اینه که راه زندگیم رو خودم انتخاب کنم ،  من انسانم . حق من چیه؟ حق من …..

بقیه اش رو شما بگید….

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/22ساعت 13:30  توسط دیوار | 

سلام

تو قسمت نظرات یه چیز جالب دیدم ، آقای حاج خداکرم خدری گفته بودند که :

لطفا نظرات خود را در مورد شورای قبلی به مردم بگوئید. چرا از واقعیتها چشم پوشی میکنید زمانی که من مسئول شورا بودم تمام مردم راضی بودند و همه کارها به خوبی انجام میشد.

باشه ، واقعیت رو می گیم البته اگر شما بشنوید که اگر قصد شنیدن داشتید تا حالا همه چیز رو فهمیده بودید.

شورای قبلی... شهرداری که این همه مردم از دستش شاکی هستن منتخب همون شورایی بود که شما مسئولش بودید . آقای خدری اگر مردم از شما و عملکردتون راضی بودند لازم نبود شما به هر روشی برای جمع کردن آرای مردم متوسل بشید . همه ی کارها خوب انجام می شد؟؟؟؟ بله کارهایی که به نفع شما و دوستان بود معلومه که خوب انجام می شد در این شکی نیست.

آقای خدری شما اگر مفهوم شورا رو می دونستید هیچ وقت منم منم نمی کردید( زمانی که من مسئول شورا بودم )

آره این چند وقته خیلی خوب وظایف شورا رو به گناوه ای ها فهموندید. شورایی که اعضاش فقط به دنبال منفعت خودشون باشن مطمئناً نمی تونن یه شهردار انتخاب کنند ، مگه میشه یه نفر پیدا بشه که با تمام اعضای شورا یه نسبتی داشته باشه؟؟؟؟!!!!

نمی دونم چرا هر کسی پاش به شورا باز میشه دچار آلزایمر میشه ، هر چی که گفته و قول داده فراموش می کنه ، الان دیگه کسی یادش نیست که گناوه ای هست و همشهریهاش براش مهمن ،  کسی یادش نیست کوچه ها چه وضع افتضاحی دارن ، کسی یادش نیست  فرهنگ سازی کنه ، کسی یادش نیست....

آره کسی یادش نیست چون باید اون همه پولی که برای تبلیغات خرج شده از یه جایی به جیب حضرات برگردونده بشه.

برای یک لحظه هم که شده به خودتون بیاید ، ما از شما فقط یه شهردار خوب می خوایم ، شهرداری که شهرمون رو آباد کنه ، شهرداری که ...

به خودتون بیاید لطفاً .

+ نوشته شده در  جمعه 1386/03/04ساعت 0:56  توسط دیوار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
امیدوارم از لحظاتی که اینجا هستین راضی باشین.
اومدم تا هر چی که تو دلم جمع شده بگم . از وطنم ایران . از استانم بوشهر . از شهرم گناوه . از دلم که شاید شکسته و از هر چی که شما می خواید.
با من باشید و منو راهنمایی کنین. بهتون نیاز دارم .

نوشته های پیشین
آبان 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
گناوه ما
دانشجویان گناوه ای در دانشگاه زابل
نشریه سیاسی بندر گناوه
گناوه نوین
مروارید خلیج فارس
اخبار محله شمال، سرخور
شهر من گناوه
بیشککستان
وب نوشته های محمد مظفری
از نفس افتاده
دخترهای کوچه پشتی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM